فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
> صبح
 
 
 
دوست
چرا بنای ادامه زندگیت را بروی یک

 

دل شکسته قرار دادی؟؟؟


ن : محمد جعفر محمدی
ت : چهارشنبه 1393/05/29
دوست
و داغی که بر دلم نهادی


ن : محمد جعفر محمدی
ت : سه شنبه 1393/05/28
سلام بر صاحبان پرچم های زرد


ن : محمد جعفر محمدی
ت : دوشنبه 1393/05/27
حکایت عجیبی بود
تلخ ترین برخوردش را تقدیم به دوستی کرد

 

که آن دوست صادقانه می گفت هیچ کس

 

تو را به اندازه من دوست ندارد.

 

 


ن : محمد جعفر محمدی
ت : یکشنبه 1393/05/26
تقدیم به همه دانش آموزان گلم


ن : محمد جعفر محمدی
ت : شنبه 1393/05/25
دوست
می خواستم از درد دل هایم  با او بگویم

 

اما او خودش شد درد دلم.


ن : محمد جعفر محمدی
ت : شنبه 1393/05/25
مناجات
خدایا همواره تو را سپاس می گذارم ، که هر چه در راه تو و در راه پیام تو پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آنها که باید مرا بنوازند ، می زنند ، آنها که باید همگامم باشند ،سد راهم می شوند، آنها که باید حق شناسی کنند ،حقکشی می کنند، آنها که باید دستم را بفشارند ، سیلی می زنند ، آنها که باید در برابر دشمن حمله کنند ، پیش از دشمن حمله میکنند و آنها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند ، سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ،متهمم می کنند، تا در راه تو از از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی ،نومید شوم ، چشم ببندم ، رانده شوم …تا تنها امیدم تو شود چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد تا :

تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید ، هیچ قندی در کامش شیرین نیست _ بچشم.

                                 دکتر علی شریعتی


ن : محمد جعفر محمدی
ت : شنبه 1393/05/25
دلتنگ دوست


ن : محمد جعفر محمدی
ت : جمعه 1393/05/24
سلام دوستان
 

از همه عزیزانی که نظر گذاشتن  و دیر

 

جواب دادم معذرت می خوام  چند روزی

 

تهران بودم  گرفتاری نمیذاشت به وبلاگم

 

سر بزنم.           

                         بازم معذرت


ن : محمد جعفر محمدی
ت : پنجشنبه 1393/05/23
دوست
چرا اینقدر راحت دل می شکنه؟؟؟


ن : محمد جعفر محمدی
ت : شنبه 1393/05/18
خدایا
این درد جگر سوز کشت مرا


ن : محمد جعفر محمدی
ت : جمعه 1393/05/17
اشعاری از حافظ

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من ز سر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریب است که دلسوز من است

چون من از خویش برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه بسوخت

ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم

خرقه از سر به درآورد و به شکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع به افسانه بسوخت

خواجه حافظ شیرازی


ن : محمد جعفر محمدی
ت : جمعه 1393/05/17
صبح
 سلام بر جمعه

 

 سلام بر صبح

 

 سلام بر صبح ظهور

 

 سلام بر تو ای آقا و مولای ما

 

  امام زمان(عج)


ن : محمد جعفر محمدی
ت : جمعه 1393/05/17
سه دنیا در یک زندان

"سه دنیا در یک زندان ""
هیچ گاه تنهایی وکتاب وقلم ، این سه روح وسه زندگی وسه دنیای مرا کسی از من نخواهد گرفت . قصر بلند وزیبای تنهائی واز آن دویار همیشگی ام کتاب وقلم. دیگر چه میخواهم؟
آزادی چهارمین بود که به آن نرسیدم وآن را ازمن گرفتند اما این سه را که نمی توانند گرفت.حتی به زندان هم که می روم اینها بیشتر و وفادارتر می شوند.می رفتم به آن قصرپرشکوه و آن دو انیس همیشگی ام. قصری که با آن دوساکنش دو سال است چشم انتظار بازگشت من اند و هنوز هم امیدوارند که بازگردم؛ نه هنوز یک سال هم نیست ، نه ماه است!نه ماه؟ ده ماه؟ چه سال های طولانی گذشته است ! چه طولانی! به یک عمر دراز پرحادثه می ماند!
(دکترعلی شریعتی/گفتگوهای تنهایی(بخش دوم) /ص972


ن : محمد جعفر محمدی
ت : پنجشنبه 1393/05/16
دلتنگ دوست


ن : محمد جعفر محمدی
ت : پنجشنبه 1393/05/16
دوست
چرا این رفتار رو با

 

من کردید؟؟؟؟؟

 

به کدامین گناه؟؟؟؟؟


ن : محمد جعفر محمدی
ت : چهارشنبه 1393/05/15
وفا
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم


که در طریقت ما کافریست رنجیدن...


ن : محمد جعفر محمدی
ت : سه شنبه 1393/05/14
اندرز نامه (4)-پیروی از ظن و گمان
یکی از کارهایی که در قرآن و روایات ما را

از انجام آن نهی کرده اند،پیروی از ظن و

گمان است. یعنی اینکه ما کارهاو تصمیمات

خود را براساس پیروی از ظن و گمان انجام

ندهیم. نباید رفتار،گفتار و عملکرد شخصی

و اجتماعی ما بر اساس حدس و گمان های

شخصی در مورد موضوعات مختلف باشد.

یک مثال ساده میزنم:مثلاً ممکن است یک وقت

یکی از اقوام و یا دوستان از کنار ما رد شود و

بدون اینکه متوجه ما باشد به ما سلام نکند،

اما ما بر اساس حدس و گمان خود این سلام

نکردن او را جور دیگری تفسیر کنیم و بعد رفتار

بعدی خودمان را بر اساس همین حدس و گمان

تنظیم کنیم.طبیعی است که دیگر اینگونه رفتاری

منطقی و عاقلانه نخواهد بود.

مثال دیگر: مثلاً ممکن است یک نفر برای امر

خواستگاری تحقیق کند،و اتفاقاً  ندانسته در اولین

برخورد از کسی تحقیق کند که با شخص مورد نظر

دشمنی یا غرضی دارد و خدای ناکرده آن شخص

در مورد او بدروغ شروع به بد گویی کند. و آن شخص

تحقیق کننده بدون تحقیق بیشترهمین یک مورد

تحقیق را مبنای قضاوت و تصمیم خود قرار دهد.

که قطعاً دیگر قضاوت درستی نخواهد داشت.

و همین طور است در مورد سایر اشخاص و قضایا

آنجا که قرآن می فرماید: از بسیاری از گمانها

بپرهیزید که در بعضی از آنها برای شخص گمان

برنده گناهی بزرگ قرار دارد.

 

 

 


ن : محمد جعفر محمدی
ت : سه شنبه 1393/05/14
محمدی
معلمی برای تمام فصول

 

 


ن : محمد جعفر محمدی
ت : سه شنبه 1393/05/14
از زبان خدا
منم زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که
وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم
که دنیا بی تو چیزی چون تو را کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم
مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟
که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!
آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت
خالقت
اینک صدایم کن مرا.

با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را
با زبان بسته ات کاری ندارم
لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد
به نجوایی صدایم کن.

بدان آغوش من باز است
قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان،
رهایت من نخواهم کرد

       سهراب سپهری


ن : محمد جعفر محمدی
ت : دوشنبه 1393/05/13
 
   
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.